المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
33
مروج الذهب ( فارسى )
ذكر شمهاى از اخلاق و سياست و نكاتى از اخبار جالب معاويه در ضمن آنچه گذشت ، شمهاى از اخبار و سيرت معاويه را ياد كرديم . اكنون شمهاى از اخلاق و سيرت و اخبار او را با مطالب ديگر مربوط به اين باب ، تا هنگام وفات او ياد مىكنيم . از جملهء رسوم معاويه اين بود كه روز و شب پنج بار بار ميداد . وقتى نماز صبح ميگزاشت ، نزد قصه گو مىنشست تا او قصههاى خود را بسر ميبرد . آنگاه بدرون ميرفت و مصحف او را ميآوردند و جز وى ميخواند . آنگاه وارد منزل ميشد و به امر و نهى مىپرداخت . آنگاه چهار ركعت نماز ميخواند و به مجلس مىآمد و وزيرانش بنزد وى ميشدند و در كارهاى روزانه با او سخن ميگفتند آنگاه ناشتايى ميآوردند كه باقيماندهء غذاى شب بود بزغالهء سرد يا جوجه يا چيزى مانند آن ، آنگاه مدتى سخن ميگفت . سپس براى كارهاى لازم خود به منزل ميرفت پس از آن برون ميشد و ميگفت : اى غلام ، صندلى را بيار . و به مسجد ميرفت و پشت به مقصوره ميداد و روى صندلى مىنشست و نگهبانان مىايستادند و ناتوان و اعرابى و كودك و زن و كسانى كه پشتيبانى نداشتند پيش او مىآمدند . يكى مىگفت : « ستم ديدهام » ميگفت : « رفع ظلم از او بكنيد » 29